آموزش تولید محتوا

۵ اصل کپی رایتینگ برای پیج محصول ( جدی بگیرید !)

می دانید مخاطبی که این لحظه در پیج فروش یا پیج محصول سایت شماست چه ارزشی دارد ؟

احتمالا چیزی در حد الماس یا حتی بیشتر !

احتمال دارد روزها و ساعت ها وقت گذاشته باشید و با به کارگیری انواع و اقسام ترفندهای کپی رایتینگ و ایجاد محتوا او را ترغیب کرده باشید که بالاخره تصمیم بگیرد که به پیج محصول شما سری بزند . الان حساب کنید با این همه سختی ویزیت را به این پیج کشانده اید ولی با چند اشتباه می توانید کاری کنید که همان ثانیه های ابتدا از این تصمیمش پشیمان شود و فوری پیج محصول شما را ببندد .

و در عمل یعنی هیچ!

چون تا زمانی که ویزیت به مشتری تبدیل نشود و روی دکمه « تهیه » نزند هیچ سودی برای شما ندارد و شما را به نتیجه دلخواه تان نمی رساند .

در کپی رایتینگ پیج محصول این ۵ اشتباه را نکنید :

ویزیت هدف تان را اشتباه گرفته اید

احتمالا این حرف خیلی در رایتینا تکراری شده باشد اما انقدر مهم است که مجبوریم باز هم بارها و بارها تکرار کنیم .

تا زمانی که شما ویزیت هدف خودتان را نشناسید چه طور می توانید یک محتوای خوب برای او بنویسید که دقیقا روی او تاثیر گذار باشد ؟!

اصول کپی رایتینگ

اصول کپی رایتینگ

به عنوان مثال فرض کنید که یک خواهر یا برادر شما به دلیل بیماری یا وقت نداشتن از شما می خواهد که از طرف او برای دوستش یک کادوی خیلی شیک و عالی بخرید ولی اصلا به شما نمیگوید که این هدیه را برای چه کسی با چه خصوصیاتی می خواهد . حتی نمی دانید که او دختر است یا پسر ! یا اینکه به چه چیزهایی علاقه دارد و….

شما هم کنجکاوی نمیکنید و بدون هیچ سوالی می روید به سوی تهیه .

اما چیزهایی که میخرید بر تصویر تصورتان که فکر میکردید کار آسانی است در نهایت افتضاح می شود و کلی بد و بیراه می شنوید .

به عنوان مثال احتمال دارد شما به سلیقه خودتان یک خرسِ پشمالویِ گوگولی بخرید و با یک کاغذ کادوی کارتونی طرح باربی آن را کادو کنید . در صورتی که شخصی که این کادو را برایش خریده اید یک مرد ۵۰ ساله یِ استاد دانشگاه است که همیشه دوست دارد یک کتاب جدی و یا نفیس کادو بگیرد !

یا حتی احتمال دارد خیلی خلاقیت به خرج بدهید و حس شیطنت بچه مدرسه ای ها را پیدا کنید و تصمیم بگیرید یک جعبه بخرید و داخل آن را پر از جک و جانور کنید و به جای یک کادو ، یک سورپرایز هیجان برانگیز برای طرف مقابل داشته باشید . در صورتی که شخصی که دوست تان می خواهد به او کادو بدهد یک دخترِ ترسوی ِ متنفر از حیوانات است که با باز کردن این کادوی شما احتمال دارد در همان لحظه سکته کند !

یا حتی احتمال دارد شما کلی کلاس بگذارید و برای اینکه دوست تان را سربلند کنید بروید طلا فروشی و یک انگشتر میلیونی  بخرید اما در کمال ناباوری متوجه شوید که طرف مقابل دوست تان یک پسر بچه ۱۴-۱۵ ساله است!!

و…

شما در همه این نمونه ها خواستید برترین کادو را انتخاب کنید و حال خواهر یا برادرتان تان را خوب کنید ولی چون هیچ دیدی نسبت به شخصی که او  می خواهد به او کادو بدهد ندارید پس نتیجه کار افتضاح شد .

در گزینه کپی رایتینگ و ایجاد محتوای پیج محصول هم دقیقا همین حالت حکفرماست . شما به عنوان کپی رایتر اگر دید دقیق و درستی از ویزیت هدف تان نداشته باشید مسلماً نمی توانید محتوای مناسبی برای او بنویسید و از لحن کلام تان تا پیشنهادهایی که به او می دهید به هیچ وجه مناسب او نیست و نمی تواند او را جذب خودش بکند .

حتی بعضی اوقات شناخت ویزیت از اینکه بدانیم ویزیت ما مرد است یا زن ؟ جوان است یا پیر ؟ در تهران زندگی میکند یا شهرستان ؟ …. فراتر است و می‌بایست با ریزبینی بیشتری در گزینه آن فکر کنیم.

اصل اول کپی رایتینگ

اصل ابتدا کپی رایتینگ

به عنوان مثال احتمالا پیج محصولی که می خواهیم بنویسیم مربوط به فروش یک خودروی خانوادگی باشد و در اول فکر کنیم که محتوایی که می نویسیم می‌بایست محتوایی باشد که «پدر خانواده » را جذب خودش بکند در صورتی که احتمال دارد آمارها نمایش بدهد که اتفاقا برعکس ، تصمیم گیرنده اصلی « مادر خانواده » است و مناسب است کپی رایتینگ پیج محصول تمرکز اصلی اش روی تاثیر گذاری روی احساسات مادر خانواده باشد .

بیشتر بخوانید  بهینه سازی سایت : بهینه سازی جستجو صوتی به روزترین فن های سال ۲۰۱۸

یا حتی در کسب و کارهای B2B یا کسب و کارهایی که مشتری آنها شرکت ها یا سازمان های دیگر هستند احتمال دارد ما به عنوان کپی رایتر پیج محصول به اشتباه فکر کنیم که تصمیم گیرنده اصلی مدیر عامل سازمان است . ولی با کمی تحقیق و بررسی مشخص می شود که اتفاقا در اکثر موارد ، این مدیر تدارکات یا آبدارچی سازمان است که تصمیم گیرنده است و اگر بتوانید روی او تاثیر بگذارید می توانید محصول یا کالای گزینه نظر خودتان را به آن سازمان یا شرکت بفروشید .

پس تا زمانی که ویزیت هدف اصلی متن تبلیغاتی یا پیج محصول خودتان را درست نشناسید نمی توانید محتوایی بنویسید که برای شما بفروشد . دوای این درد این است که می‌بایست قبل از آغاز به نوشتن، درباره ویزیت و سلیقه او تحقیق کنیم و مطمئن شویم که برای چه کسی می‌نویسیم و کلید ارتباط با او چه است!
کپی رایتینگ بدون شناختن ویزیت شدنی نیست !

« مغز پیام » شما برای ویزیت مشخص نیست

یکی از مهمترین غلط های یک کپی رایتر این است که همیشه برای کپی رایتینگ تمام تلاشش را بکند که با انواع و اقسام ترفندهای کپی رایتینگ و خلاقیت سرتیترها و کپی‌های خلاقانه و هوشمندانه بنویسید و روی ویزیت تاثیر بگذارد .

اما این واقعا کافی نیست .

مهم تر از نوع انتقال پیام ، چیزی که در کپی رایتینگ پیج محصول مهم است این است که ما اصلا چه پیامی می خواهیم به ویزیت منتقل کنیم .

پس ابتدا از هر چیزی می‌بایست بدانیم که « چه می خواهیم بگوییم » بعد بدانیم که « چطور می خواهیم بگوییم »

و مطئن باشید که هر چه قدر هم که پیام اشتباه را خوب و زیبا منتقل کنید باز هم هیچ فایده‌ای ندارد.

پس اگر بتوانیم بفهمیم ویزیت ما، چه چیزی دوست دارد بشنود، می توانیم مغز پیام مان را مشخص کنیم و سپس کار ما به عنوان یک کپی رایتر بسیار ساده می شود .

من خیلی از این پیشنهاد ها استفاده میکنم :
۲۳ پیشنهاد در کپی رایتینگ برای الگو برداری از کپی رایترهای مشهور دنیا

بیش از حد شلوغ کاری میکنیم

یکی از فن های کپی رایتینگ که ما به عنوان یک فرد مبتدی از همان اول یاد میگیریم این است که برای نوشتن محتوای تبلیغاتی یا پیج محصول می‌بایست به جای ویژگی های محصول که ویزیت نمی تواند با آن ارتباط برقرار کند ( به عنوان مثال نوع باتری آلکالین یک قفل دیجیتال ) در گزینه مزایای محصول ( به عنوان مثال اینکه با نصب قفل دیجیتال از شر کلیدهای دست و پاگیر خلاص می شوید ) صحبت کنیم .

اما اگر می خواهیم یک کپی رایتر تبلیغات تخصصی باشیم نباید از آن ور بوم بیافتیم و انقدر مزایای متنوع به ویزیت ارائه بدهیم که حالش را به هم بزنیم و محتوای تبلیغاتی ما شبیه محتواهای زرد تبلیغاتی و اغراق آمیز شود .

اصل سوم کپی رایتینگ صفحه محصول

اصل سوم کپی رایتینگ پیج محصول

به عنوان مثال در الان حاضر همه کپی رایترهای تخصصی می دانند که برای نوشتن محتوای تبلیغاتی برای معرفی یک مچ بند ورزشی نیازی نیست که به نوع سامانه تنظیمات مچ بند یا جنس بدنه مچ بند بصورت دقیق وارد شویم و مناسب است به جای آن در گزینه اینکه چه طور استفاده از این مچ بند باعث کاهش وزن می شود صحبت کنیم .  اما اگر در گفتن مزایای این مچ بند هم بیش از حد اغراق کنیم یا زیاده روی کنیم و به جای ۳ تا مزیت اصلی ۳۰ تا مزیت ریز و درشت را جلوی ویزیت بگذاریم مسلماً نتیجه تصویر میگیریم و و باعث کاهش فروش می شویم .

پس مناسب است به جای شلوغ کاری بیش از حد ، یک ویژگی اصلی محصول را بگیریم و همان را عظیم نمایی و خاص کنیم و به این شکل محصول یا سرویس مان را از رقبا متمایز کنیم

پس در کپی رایتینگ یا محتوا نویسی تجاری حواسمان به این فن باشد : یک مزیت. یک پیام . یک تمرکز

 

این تمرین ها را هم برای تخصصی شدن انجام دهید :
۱۸٫۵ ( هجده و نیم ) تمرین روزانه برای تخصصی شدن در کپی رایتینگ

بیشتر بخوانید  ۵۳۶۱ کلمه در گزینه کپی رایتینگ چه هست و کپی رایتر کیست؟!

اتمام خوبی برای محتوا  در نظر نمیگیرید

فقط فیلم ها و سریال ها نیستند که می‌بایست اتمام شسته و رفته و خوبی داشته باشند . یک محتوای تجاری یا محتوای تبلیغاتی هم می‌بایست اتمام مشخص و خوبی داشته باشد .

یکی از ضعف های کپی رایترهای جدید کار این است که محتوای تبلیغاتی آنها و یا محتوایی که برای پیج محصول نوشته اند ، عنوان و مقدمه جذاب و خوبی دارد اما یک دفعه در اواسط و انتهای متن آب به محتوا می بندند و از طرف ویزیت هم کاملا حس می شود که محتوا دیگر جذابیت ندارد و در انتها هم کاملا گیج و سردرگم می شود که اصلا چه کاری می‌بایست انجام دهد .

برای اینکه به عنوان یک کپی رایتر بتوانید نتیجه بگیرید و با محتوا روی ویزیت تاثیر بگذارید و در نهایت باعث بهبود فروش محصول یا سرویس شوید می‌بایست از همان نقطه آغاز دست ویزیت را بگیرید و با خودتان همراه کنید و دم گوشش با او صحبت کنید و  توجیهش کنید و در نهایت کاری کنید که با یک لبخند بر لب دست در جیبش کند و یا دیتا کارتش را به شما بدهد تا از حسابش پول بردارید  و با یک لبخند تشکر آمیز هم شما را ترک کند 

پس برای یک نتیجه خوب در کپی رایتینگ لازم است بارها و بارها محتوایی که نوشتید را بخوانید و ببینید آیا آدرس را درست رفته اید و در نهایت می توانید روی این حساب کنید که ویزیت کاری که از او می خواهید را انجام دهد .

کاری نکنید که در اتمام محتوا با غلط های کپی رایتینگ و محتوا نویسی ویزیت با خودش بگوید « که چی ؟ » ، « این همه حرف زد که چی ؟ » یا …

از قدیم گفته‌اند کار را که کرد، آن که تمام کرد؛ پس برای پیروزی در کپی رایتینگ می‌بایست محتوا شما اتمام مشخص ، واضح ، محکم ، ترغیب کننده ، تاثیر گذار و تخصصی داشته باشد .

این می‌بایست و نباید ها هم برای فروش بیشتر مهم هستند :
۱۵ می‌بایست و نباید در کپی رایتینگ (نوشتن محتوای تبلیغاتی)

به ویزیت حس یک فروشنده یِ شارلاتان را می دهید تا یک کپی رایتر معرفی کننده محصول !

شاید همه ما بارها این حس بد تحمیل شدن را پس از بعضی از خریدها امتحان کرده ایم . همان حسی که باعث می شود دائم با خودمان بگوییم : « من این چیز را نمی خواستم و فروشنده با کلک گولم زد و مجبور شدم بخرم ».

یک کپی رایتر هم دقیقا می تواند مثل فروشنده های غیر تخصصی و سِمج عمل کند و این حس را به ویزیت بدهد که او در حال پیاده وری جلوی مغازه بوده و او به اجبار دستش را گرفته و داخل مغازه کشانده و می خواهد او را مجبور کند که چیزی بخرد.

به عنوان یک کپی رایتر می‌بایست دقیقا تفاوت بین تشویق ، ترغیب و تحمیل را به خوبی درک کنید .

نباید بصورت یک دلال یا فروشنده ِ شارلاتان که می خواهد محصولش را به مشتری غالب کند حرف بزنید . بلکه می‌بایست دوست و همراه ویزیت باشید و فقط به او پیشنهادهای ترغیب کننده و هوشمندانه بدهید و انتخاب و تصمیم گیری را به عهده خود ویزیت بگذارید .

نباید کاری کنید که ویزیت جلوی شما گارد بگیرید و وارد فاز دفاعی شود . بلکه می‌بایست کاری کنید که او حس کند شما یک دوست قابل اعتماد هستید که می تواند روی حرف شما حساب کند .  لازم نیست مزایای یک محصول یا سرویس را گنده کنید و بیش از حد اغراق کنید . هیچ محصول و خدماتی بدون ایراد و اشتباه نیست . پس برترین کار این سان که به عنوان یک کپی رایتر با ویزیت خودتان صادق باشید .

بیشتر بخوانید  کاپی رایتینگ یا «کپی رایتینگ» چه است؟

 

منبع

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *