آموزش تولید محتوا

خوب ترین سریال تاریخ تلویزیون (Breaking Bad)چگونه پیاده سازی یک امپراطوری به وسیله کارآفرینی را به شما می آموزد؟

مگر قرار نیست که کارآفرین ها وقتشان را پای تلویزیون نگذرانند ؟

درست است که سریال معتبر Breaking Bad با وجود همه اهمیت های هنری به اندازه وقت ما اهمیت ندارد. در ثانی حجم بالای خشونت و اتفاقات ناهنجار موجود در آن ذهن ارام وساکت را – که لازمه یک کارآفرین موفق است – به ذهنی پر تشویش و آشوب بدل میکند. اما از طرفی میدانیم که یک کارآفرین همیشه می‌بایست یک شاگرد باقی بماند.

یک انسان موفق از همه می آموزد و از هیچ کس تقلید نمی کند

به شدت اعتقاد دارم بررسی ومطالعه تک تک رفتار و اعمال قهرمان داستان این سریال، یک کلاس درس آموزنده برای هر کارآفرین جوانی است. دراین مقاله صرف نظر از بررسی رفتار مجرمانه قهرمان داستان به بررسی عواملی که یک معلم حقوق بگیر ساده را به یک امپراطور کسب وکار آن هم در حد میلیون ها دلار سود خالص تبدیل کرد می پردازیم.

این که چگونه و با چه رفتاری بتوانید از زندگی ساده و کم دغدغه و امن و صد البته بدون توسعه به سمت وسوی یک تجارت انحصاری جهش کنید به جز تلاش و پشتکار نیاز به جزییات مهم دیگری هم دارد. موافق نیستید؟ نقش شانس را بیشتر میدانید؟ می‌بایست کمی با شما مخالفت کنم.

  قهرمان داستان Breaking Bad با دقت به محدودیت های موجود در زندگی اش تصمیماتی گرفت که ظرف تایم کوتاهی دنیایش را به معنای واقعی کلمه پایین ورو کرد. این تصمیمات او را از دایره امنی که برای خودش فراهم کرده بود بیرون اوردند و تبدیل به انسانی کردند که نه تنها فکر نمی کرد چنین چیزی درونش وجود داشته باشد بلکه تبعات دیگری هم برای او داشت.

اما به قول رابرت کیوساکی:

 یا برنده می شوید ویا چیزی می آموزید

چه چیز هایی باعث به وجود آمدن این تغییرات در یک آدم معمولی شد؟

چه چیزی توانایی خفته او در تبدیل شدن به یک نابغه کسب وکار را بیدار کرد؟

و مهم تر از همه چه تصمیماتی است که هر آدمی را می تواند به جایگاه او برساند؟

درس ۱ برای پیاده سازی یک امپراطوری به وسیله کارآفرینی :  شما به انگیزه نیاز دارید ، چیزی در حد مرگ و زندگی! احتمالا حتی بیشتر !

والتر وایت یک معلم میان سال شیمی معمولی در یک دبیرستان سطح زیر در شهری کوچک وپیش پا افتاده بود. روزی فهمید که سرطان ریه دارد وقبل از به دنیا آمدن فرزند دومش و  دانشگاه رفتن پسرش خواهد مرد. او به جستجو راه حلی برای تامین بعدا خانوده اش بعد از مرگش برآمد. انگیزه عامل اصلی حرکت فوری او برای پیروزی بود.

درس اول برای راه اندازی یک امپراطوری از راه کارآفرینی

درس ابتدا برای پیاده سازی یک امپراطوری به وسیله کارآفرینی

تا زمانی که انگیزه ای در حد مرگ وزندگی برای تبدیل شدن به یک کارآفرین میلیون دلاری پیدا نکرده اید همچنان به نقطه صفر کارآفرینی هم نرسیده اید.

عامل ذهنی که زمینه پر رنگ شدن انگیزه را در یک کارآفرین به وجود می آورد ؛ رسیدن به آرامش ذهنی ناشی از یک شوک است. عاملی که با شستن چشم ها ، جور دیگر دیدن زندگی را به ارمغان می آورد.

کاربرد فلسفه ژاپنی « کایزن » برای افزایش مهارت ایجاد محتوا

درس ۲ برای پیاده سازی یک امپراطوری به وسیله کارآفرینی :  فقط و فقط کاری را بکنید که در آن فوق العاده هستید

این جمله هیچ تبصره ای برای والتر وایت نداشت. او وقتی به فکر به دست آوردن پول کافی برای هزینه زندگی خانواده اش افتاد راه رفع های موجود را که میتوانست به وسیله از توانایی هایش منجر به ایجاد بودجه برای او بشود بررسی کرد .

درس 2 برای راه اندازی یک امپراطوری از راه کارآفرینی

درس ۲ برای پیاده سازی یک امپراطوری به وسیله کارآفرینی

تخصص او تدریس شیمی بود. جز شیمی هیچ چیز دیگری نمی دانست. – گرچه بعد ها با روشن شدن چراغ خود باوری در ذهنش، فهمیدیم که کارهای زیادی از او بر می آمد.-  پس دست به کار شد و همین دانش شیمی را به یک مزیت برای خود تبدیل کرد.  تنها چیزی که باعث شد به طور جدی به شناختی از توانایی هایش برسد عبور از خوان ابتدا – انگیزه –بود.

۲۹ عادت یک ایجاد کننده محتوا سالم ، پولدار و شاد (از چه طریق در طول ۶۶ روز یک رفتار را تبدیل به عادت کنید )

درس ۳ برای پیاده سازی یک امپراطوری به وسیله کارآفرینی :  همه چیز را همگان دانند اما…

این اصل در کارآفرین آن قدر ارزش دارد که می‌بایست به توان دو برسد. والتر وایت وقتی به ایده ایجاد یک فرمول شیمیایی سوداور رسید به سراغ یک ادم آشنا به بازار ویژه آن ماده شیمیایی رفت . در زندگی کارآفرینان عظیم هم این اتفاق بخشی از یک جریان ضروری پیشرفت کسب وکار است. تا زمانی که مارک کولا به گروه استیو جابز و استیو وازنیاک نپیوسته بود و به آن ها درمورد ایجاد برنامه کسب وکار چیز هایی مشاوره نداده بود، از فروش تخصصی وخیره کننده مکینتاش خبری نبود.  احتمالا اگر دوست نابغه اهل امریکای لاتین مارک زاکربرگ از الفبای تجارت سر در نمی آورد و راه های پیشرفت کسب وکار را نمی دانست ایده فیس بوک به سرعت از بین می رفت.

۳ مانع ذهنی در مقابل مدیریت مدت

درس  ۴ برای پیاده سازی یک امپراطوری به وسیله کارآفرینی : بودجه اولیه یک چیز کاملا نسبی است بستگی دارد حاضرید چه چیزی را برای چه چیزی فدا کنید

والتر وایت برای تبدیل فرمول اش به یک جنس قابل داد و ستد ، از پس انداز مشترک با همسرش به طور مخفیانه استفاده کرد.انگیزه قدرتمند او برای کسب بودجه در کنار ایمانی که به فرمول شیمیایی اش داشت باعث شد بتواند تصمیم های سختی بگیرد.

درس 4 برای راه اندازی یک امپراطوری از راه کارآفرینی

درس ۴ برای پیاده سازی یک امپراطوری به وسیله کارآفرینی

برخلاف تصورتان این بند درباره بودجه نیست درباره رسیدن به نقطه امادگی ذهنی برای گرفتن تصمیمات سخت است.آیا حاضرید لپ تاپی را که دارید با آن این مقاله را میخوانید بفروشید و ایده کسب وکارتان را با آن پیاده سازی کنید؟ آیا حاضرید دو شیفت کار کنید تا پس از شش ماه بودجه لازم را برای تامین مایحتاج اولیه کسب وکارتان بدست بیاورید؟

۵ راه تضمینی در افزایش مهارت مدیریت مدت در ایجاد محتوا ( الهام گرفته شده از روش های برایان تریسی)

درس ۵ برای پیاده سازی یک امپراطوری به وسیله کارآفرینی :  ناامید شدن مثل خستگی است؛ یک امرطبیعی ولی موقت

به بیان ساده تر تا دلتان میخواهد ناامید شوید، با خودتان قهر کنید گریه کنید اما نگذارید این حالت دایمی شود.

چگونه اتفاق افتادن این امر تنها وتنها به این بستگی دارد که شما چگونه با آن کنار می آیید. والتر وایت در آدرس رسیدن به امپراطوری کسب وکارش صد ها بار ناامید شد . در همان روز های نخست شروع به کار اتفاقات غیرمترقبه زیادی چه در زمینه شخصی و چه در زمینه بیماری سرطان اش و چه در زمینه ناشی گری شریک اش باعث ضرر و زیان سنگین مادی و معنوی به او شد.

درس 5 برای راه اندازی یک امپراطوری از راه کارآفرینی

درس ۵ برای پیاده سازی یک امپراطوری به وسیله کارآفرینی

اما یک کارآفرین موفق به جز مرد روز های سخت چه چیز دیگری میتواند باشد؟

همان طور که با چند ساعت استراحت خستگی از بدن بیرون می رود، با چند ساعت آرامش ذهنی رفته رفته ناامیدی هم از بدن بیرون می رود.

داستان والتر وایت یک ماجرای خیالی از یک ادم خیالی بود که با نحوه های فرا واقعی – که احتمال دارد به کرات در زندگی روزمره هر یک از ما اتفاق بیافتد- توانست امپراطوری کسب وکار خود را راه بیاندازد.

داستان شما قرار است چگونه نوشته شود؟ انگیزه شما چه هست؟ چه چیز است که قلب شما را شعله ور میکند؟ امیدواریم روزی – با افتخار – داستان زندگی شما را برای علاقه مندان به کارآفرینی تحلیل کنیم.

 

منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا